رزق خواص ها

#السلام_علیک_یا_فاطمة_الزهرا

آنگونه که جمال تو فوق قیاس هاست
گریه برای فاطمه رزق خواص هاست
در فاطمیه ما به علی گریه می کنیم
یعنی عزات محفل حیدر شناس هاست
ای قدر ناشناخته، ای سوره ی خدا
فهم تو ماورای تمام حواس هاست
خالی ست دست واژه به توصیف چادرت
نورش هنوز مایه ی بُهت کلاس هاست
گفتند مهر فاطمه هر کس که داشته
قلبش به روز حشر، تهی از هراس هاست
چون گریه هات گریه ی ما بچه های تو
حتی هنوز، خواب کُشِ ناسپاس هاست
حورای انسیه چه به طوفان شعله ها
حتی نسیم، دردِ سرِ روی یاس هاست
با نام دین به مظهر دین حمله ور شدند
بر پیکرت نشانه ای از زخم داس هاست
اللهم عجل لولیک الفرج ا
#اللهم_العن_الجبت_والطاغوت

حسن کردی

سرو رشیده...

#السلام_علیک_یا_فاطمة_الزهرا

چقدر سرو رشیده خمیده قامت تو
چه سایه های کبودی ست روی صورت تو
اگر چه از غم کوچه نگفته ای با من
شده است چادر خاکی صدای غربت تو
سه ماه می شود ای هانیه دلم تنگ است
دوباره تا بنشینم به پای صحبت تو
چه زخم ها که ز لبخند این و آن خوردم
همینکه که خنده فراموش شد ز ساحت تو
کمال غربت من هست زخم پهلویت
ز خاطرم نرود لحظه ای حمایت تو
تویی که عمر منی، پیری ات عذاب من است
خدا کند ننشینم به داغ هجرت تو
هنوز چشم تو هجده بهار دیده عزیز
دعا نکن برسد زودتر شهادت تو
اللهم العن الجبت و الطاغوت

حسن کردی

یا فاطمة الزهرا

#السلام_علیکِ_ایتها_الصدیقة_الشهیده

آرام کن مرا نفسم با صدای خود

حرفی بزن دوباره تو با مرتضای خود

دست شکسته را به قنوتی بلند کن

جان علی بیا و دعا کن برای خود

داغ تو را چگونه تحمل کنم بگو...

صبری بخواه بهر علی از خدای خود

زینب، حسن، حسین، پریشان مادرند

لختی بخند فاطمه، با بچه های خود

عمر دوباره ام بده و فاطمه نرو

نگذار جان به لب بشوم در عزای خود

دستاس خانه منتظر دستهای توست

جانی بده به اهل زمین با عطای خود

جان کندن است رد شدن از درب خانه ام

آنجا که سوخت فاطمه ام در سرای خود

نه سال بار غربت من روی دوش توست

چیزی بخواه لااقل از آشنای خود

#اللهم_العن_الجبت_والطاغوت

#اللهم_عجل_لولیک_الفرج

حسن کردی

اللهم العن الجبت و الطاغوت

یازهرا

فهمید که رکن مرتضی فاطمه است
آری نفس شیر خدا فاطمه است
پس گفت به قنفذ که بزن زهرا را
بشتاب، که سدِّ راه ما فاطمه است
حسن کردی

بی نشان

#السلام_علیک_یا_فاطمة_الزهرا

بر بازوی ناتوان او گریه کنید
بر پهلوی خون فشان او گریه کنید
از روضه ی باز او که فارق گشتید
بر مرقد بی نشان او گریه کنید

الـٰلّهُمَ العن الجبت والطّاغوت

حسن کردی

اول مظلوم

#السلام_علیک_یا_امیرالمؤمنین

مانند علی درد ندیده مردی
اندازه ی او غم نچشیده مردی
داغی که کشیده از غم زهرایش
داغی ست که هرگز نکشیده مردی

حسن کردی

رباعی

#السلام_علیک_یا_فاطمة_الزهرا

بر آه نهانی اش بیا گریه کنیم
بر داغ جوانی اش بیا گریه کنیم
مانند علی به یاد آن سرو رشید
بر قدِّ کمانی اش بیا گریه کنیم

حسن کردی

رباعی

#السلام_علیک_یا_فاطمة_الزهرا

آنروز که دیگر نفسی نیست مرا

جز فاطمه فریاد رسی نیست مرا

یا رب تو گواهی که به جز زهرایت

در حشر، امیدی که کسی نیست مرا

حسن کردی

وای مادر

#السلام_علیک_یا_فاطمة_الزهرا

ما داغدار و بر لبمان "وای مادر" است
غمگین ترین نوای جهان "وای مادر" است
حال و هوای روضه جگر سوز تر شود
هر شب نوای مرثیه خوان "وای مادر" است
دیگر مجال روضه ی دیوار و کوچه نیست
آخر تمام روضه همان "وای مادر" است
آن جمله ای که مرثیه اش فوق گفتن است
یک جمله بیش نیست و آن "وای مادر" است
حسن کردی
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#اللهم_العن_الجبت_والطاغوت

خیر کثیر

#السلام_علیک_یا_فاطمة_الزهرا

بی فاطمه سلاله ی کوثر نداشتیم
محشر بدون فاطمه محشر نداشتیم
خلقت، جمال زهره ی زهرا اگر نداشت
آیینه ای برابر حیدر نداشتیم
هستی اگر به فاطمه زینت نمی گرفت
هرگز به فعل عاطفه مصدر نداشتیم
خیر کثیر و ام ابیهایی ات نبود
تصویر مهربانی مادر نداشتیم
مادر اگر خطاب شدی در کلاممان
ما را ببخش واژه ی بهتر نداشتیم
ذره نوازی ات به سر شاعران نبود
در مدح نور این همه دفتر نداشتیم
ای آنکه از لباس عروسی گذشته ای
ما نیز چشم از کرمت بر نداشتیم
#اللهم_العن_الجبت_والطاغوت

حسن کردی

یا زهرا سلام الله علیها

#السلام_علیک_یا_فاطمة_الزهرا
#ایتها_الصدیقة_الشهیده

تا زنده ام از عمرِ کمت می گویم
از بانی و باعث غمت می گویم
ای سرو رشیده ی علی تا هستم
خونین جگر از قدِ خمت می گویم


لعنت به سقیفه و به بانی هایش
لعنت به نفاقِ مردم رسوایش
لعنت به جماعتی که می خندیدند
بر اشک علی به ماتم زهرایش

الـٰلّهُمَ العن الجبت والطّاغوت

حسن کردی

لعن الله قاتلیک یا فاطمة الزهرا

#آجرک_الله_یا_صاحب_الزمان
السلام علیک ایتها الصدیقة الشهیده

دنیا به چشم گریه کنان تار می شود
تا روضه، روضه ی در و دیوار می شود
زخم هزار ساله ی مان تیر می کشد
تا صحبت از حرارت مسمار می شود
بی اختیار یاد غم محسنت کنیم
تا یک گلی به شعله گرفتار می شود
"دیوار می کند کمکش راه می رود"
وقتی جوان ز حادثه ای زار می شود
با بغض و درد یاد مغیره کند دلم
تا بین خلق، صحبت کفتار می شود
زخمی که تیغ خنده ی کفتار می زند
بد تر ز هر چه زخم شرر بار می شود
یثرب چه شهری است که بعد از پیمبرش
زهرا فقط برای علی یار می شود
اللهم العن الجبت و الطاغوت

حسن کردی

نور جنت

السلام علیک ایتها الصدیقة الشهیده
یا فاطمه الزهرا

رزق عالم را به سر انگشت خود تقسیم کن
نور جنت را به برق خنده ات تنظیم کن
آسمان را با قنوت اشک هایت جان بده
چشم بی باران ما را با غمت ترمیم کن
ای که دنیا مستمند گوشه ی چشمان توست
با نگاه روشنت آینده را تسلیم کن
تا نلرزد خانه ی دل از هجوم درد ها
باب میلت زندگانی مرا ترسیم کن
دل چرا تاریک باشد، نور قبل از نورها؟
با ولایت هر سیاهی را به من تحریم کن
قصد دارم جان دهم در وقت گریه بر شما
مادرانه جان من را وقف این تصمیم کن
تا دوباره جان بگیرد چشم های مرتضی
خانم خانه، به حیدر خنده ای تقدیم کن
اللهم عجل لولیک الفرج

حسن کردی

یا زهرا...

#آجرک_الله_یا_صاحب_الزمان
از زبان امام حسن مجتبی علیه السلام

خواستم کاری کنم در کوچه ها اما نشد
خواستم با سر بگیرم ضرب سیلی را نشد
بسته شد یک چشم مادر بعد داغ کوچه ها
آنچنان که چند ماهی جز به زحمت وا نشد
یاس هجده ساله بعد از ماجرای در خمید
اینچنین حتی به پیری قدِّ یک زن تا نشد
بعد محسن هر چه با امید می گشتم ولی
بین اهل خانه یک لبخند هم پیدا نشد
فضه مادر شد برای مادرم در پشت در
مادر اما بعد محسن دیگر از جا پا نشد
عرش از خون گریه های مادرم لرزید و حیف...
حیف اما قلب مردم باز هم احیا نشد
کوچه را فردا که می شستم ز خون مادرم
دیگر این دنیا به چشمم لحظه ای زیبا نشد
اللهم العن الجبت و الطاغوت

حسن کردی

یا فاطمه الزهرا

#السلام_علیک_یا_فاطمة_الزهرا

این بار را فکر خودت باش و دعا کن
لب وا کن و زخم کبودت را دوا کن
فکر خودت گر نیستی ریحانه ی من
فکری برای بی کسی مرتضی کن
با یک نگاه نیلی ات ای جان خانه
این کلبه ی تاریک را از نو بنا کن
یادش به خیر آن خنده های آسمانی
با خنده هایت عرش را مهمان ما کن
عمرم گره خورده به چشمان تو زهرا
فکر جدایی از مرا از خود جدا کن
با دست های زخمی از دستاس خانه
از زندگی من گره ها را تو وا کن
حسن کردی

یا زهرا

#السلام_علیک_یا_فاطمة_الزهرا
عرض تسلیت به محضر حضرت صاحب الزمان سلام الله علیه
به مناسبت ایام شهادت حضرت محسن ابن علی علیه السلام
و ایام تاریک هجوم به بیت وحی

خطبه ی فاطمه را گوش کسی نشنیده ست
چند روزی ست که این شهر عوض گردیده ست
به کجا می رود اسلام سقیفه که چنین
از دل شهر نبی لات و هبل جوشیده است
نور این خانه ی خورشید الا شب زدگان
پشت هر پنجره ی شهر شما تابیده ست
یادتان نیست نبی را که "فِداها" می گفت
دست صدیقه ی خود را چقدر بوسیده است؟
پای محراب عبادت، پدرش فخر بشر
از شب قدریِ زهرا به خودش بالیده ست
روزی هر چه فقیر است و یتیم است و اسیر
هر چه از باغ فدک سهم علی گردیده ست
این صدای نفس فاطمه باشد مردم
آنکه در عرش، خدا فاطمه اش نامیده است
بال جبریل در این خانه به معراج رسید
بال فطرس درِ این خانه ز نو روییده است
بگذارید که سلمان بدهد شرحش را
چرخ دستاس در این خانه چه سان چرخیده است
از غدیر آمده گان دست علی می بندید؟
آنکه حق لفظ یدالله به او بخشیده ست
جعفر و حمزه کجایید که حیدر تنهاست
جنگ احزاب شده پای همه لغزیده ست
چارچوب درِ این خانه ی هیزم باران
لاجرم سوختن انسیه ای را دیده ست...
که تمامی احادیث نوشتند به خون
کشته ی جرم علی دوستی اش گردیده ست
خبر این بود که ارباب مقاتل گفتند
صورت حضرت انسیه به خون غلتیده ست
اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم العن الجبت و الطاغوت

حسن کردی

یا امام حسن...

#السلام_علیکِ_ایتها_الصدیقة_الشهیده

تا دست مرد بی شرفی رد شد از سرش
افتاد ناگهان وسط کوچه مادرش
مادر که خواست دست به دیوار پا شود
افتاد روی خاک دوباره برابر‌ش
دنیا شبیه چادر خاکیِ فاطمه
تاریک شد مقابل چشمان مضطرش
دیوار های سنگی آن کوچه شاهد است
نقشِ ز خونِ ریخته از چشم کوثرش
از چشمهای کوچک او خواب را گرفت
یک عمر شرح نیلیِ چشمان مادرش
***
خائن ترین جماعت تاریخ بسته است
دست گره گشای علمدار خیبرش
حسن کردی

بعد زهرا سلام الله علیها

#السلام_علیک_ایتها_الصدیقة_الشهیده
دلم تنگ نگات میشه عزیزم
به یاد چشم سرخت،اشک می ریزم
دعا کن، یاس در خاک آرمیده
همینجا از کنارت بر نخیزم

گلاب اشک سر خاکت میارم
پس از تو ابرم و دائم می بارم
جوون زیر خاکم ای که بی تو
به زنده موندنم شوقی ندارم

با سیلی چشماتو از من گرفتند
حسودا انتقام از زن گرفتند
جلو چشمام غلافای چهل مرد
زدند و قتلتو گردن گرفتند

کجایی خونمونو غم گرفته
درِ خونه برات ماتم گرفته
حسین و زینب و آروم کردم
حسن جانت ولی باز دم گرفته

عزادارم ولی تنها و بی یار
منم و این سه چارتا طفل غمخوار
تو رفتی و نگفتی من می مونم
پس از تو با غم مسمار و دیوار

صدات مونده توی خونه هنوزم
پس از این من به جای تو می سوزم
تو رفتی و حالا غرق خجالت
نگامو به در و دیوار می دوزم

حسن کردی

یا زهرا سلام الله عليها

#السلام_علیک_یا_فاطمة_الزهرا

بی هوا صاعقه ای صورت ماهش را زد
دست ابلیس ترک بر همه ی دنیا زد
ساحل نازک رویش ردِ پایی برداشت
موج خون آمد و بر عاطفه ی دریا زد
آنکه چون خوار به چشمش جگر مولا بود
آمد و دست روی غیرت این مولا زد
درد این است که نامرد به خود می بالید
بعد از آن روز که بر چادر زهرا پا زد
بی وجودی که قلم شرم کند از اسمش
زهر خود را به دل سوخته ی زهرا زد
سند سوختنِ محسن زهرا را شیطان
پشت در با لگدی بر درِ بیت امضا زد
حسن کردی

یا فاطمه الزهرا

#السلام_علیک_یا_فاطمة_الزهرا


زهرا همانکه روشنی چشم مصطفی ست
نامش گره گشای گره های انبیاست
زهرا همانکه سایه ی پر مهر مادری ش
در آفتاب محشر کبری مجال ماست
او سیب دست چین خدای محمد و...
خالصترین تجلی پاکیِ عشق هاست
تنها کسی که از ازل العشق تا ابد
هم شانه با شکوه کمالات مرتضی ست
باید غبار چادر او را ستود که
چادر نه خیمه گاه پرآوازه کساست
ایثار او به پای علی بوده است که
امروز اگر هنوز علی نامی آشناست
زهرا سلوک زندگی اش مثل مرتضی
تنها رضای خاطر رحمانی خداست
او راز سر به مهر شبِ آفرینش است
نور وجود فاطمه از دیگران جداست
حسن کردی

لعنت به دومی

#السلام_علیک_یا_فاطمة_الزهرا

آنکس که کینه داشت ز ایمان همسرم
می زد مرا مقابل چشمان دخترم
با علم اینکه حکم به صبر علی شده
دستور حمله داد به بیت مطهرم
همسایه های کوچه به یاری نیامدند
وقتی نشست، آتش کینه به معجرم
قنفذ جدایِ از همه خط و نشان کشید
با ضربه ی قلاف، به پهلو و بر سرم
پای مغیره در وسط کوچه باز شد
بر روی چادر پرِ از خاک و خون ترم
قدم ز داغ کوچه ی غربت خمیده نیست
بار غم علی ست که بر شانه می برم
تا حرف عشق زنده بماند، قلاف ها
هر زخم می زنید بر این شانه می خرم
حسن کردی

مادر جان...

#السلام_علیک_یا_فاطمة_الزهرا

آتش گرفته سینه ام از ماجرای تو
ابرم همیشه مادر من در عزای تو
پاک ست فرش قلب من از آفت ریا
شکر خدا که شسته شده زیر پای تو
از داغ محسنت جگرم پاره پاره است
بیچاره آن کسی که نسوزد برای تو
یا "فضةُ خُذینیِ" تو می کشد مرا
باید که مُرد از غمِ در روضه های تو
زخم تو جانگدازترین داغ شیعه است
ای جانِ شیعه جانِ جهانی فدای تو
تا روز حشر مادر شیعه نمی رود
از قلب بچه های تو سوز صدای تو
ابلیس رو سفید شد از دشمن علی
آتش کشید از حسدش تا سرای تو
می میرم از غم پسری که به کوچه ها
با اشک و رنج و بغض شد آنجا عصای تو
حسن کردی

السلام علیک ایتها الصدیقة الشهیدة

تقدیم به حضرت مادر سلام الله علیها

پشت در عشق را اذان می داد

پرچم شیعه را تکان می داد

با تمام توان به مسلخ عشق

راه را بر همه نشان می داد

او که با چشم روشنش هر روز

نور را هدیه بر جهان می داد

مثل باران دعای هر روزش

به همه اهل شهر نان می داد

امتحان بود و حال غیرت را

ارث سرخی به شیعیان می داد

مثل روز ازل برای خدا

فاطمه، باز امتحان می داد

زن، ولی مثل ذولفقار علی

به حماسه، به غم، زبان می داد

حجت اللهِ اهل بیت اینجا

درس سختی به مشرکان می داد

دشمن او را به جرم عشق علی

بین دیوار و در مکان می داد

در که بر روی پهلویش وا شد

عرش را ناله اش تکان می داد

دشمن از عرش چادرش رد شد

مرتضی دید و داشت جان می داد

دست هایش سپر شدند اما

تازیانه مگر امان می داد

دست شیطان قلاف را پر کرد

نوبتی دست این و آن می داد

محسنش روزگار را می دید

اگر آتش کمی زمان می داد

پای مسمار در حرم وا شد

فضه آمد اگر نه جان می داد

خط خون در مسیر آن کوچه

خبر از زخم خون فشان می داد

حسن کردی

یا زهرا

#السلام_علیک_یا_فاطمة_الزهرا

میلادیه حضرت صدیقه ی طاهره سلام الله علیها

شرح خیرالعمل ولایت توست

زندگی وام دار خلقت توست

ای معمای آفرینش که...

قبل هر نور نور رحمت توست

ای قدیمی ترین بهار خدا

هر چه دارد زمین به برکت توست

بیشتر از هزار اقیانوس

شرح یک قطره از سخاوت توست

جمله ها کوچک اند وقتی که

صحبت از عزت و کرامت توست

به نمازت نماز زینت یافت

بسکه محض خدا عبادت توست

چه نیازی به سیم و زر داری

عشق حیدر شکوه ثروت توست

چه مقامی برای جبرائیل

بهتر از اینکه پای صحبت توست

از کمالت شرف کمال گرفت

شرفی که غبار عفت توست

بی نظیر خدا چه اعجازی

در قنوت پر از لطافت توست

گوشه چشمت چه می کند بی بی

فضه یک گوشه از صناعت توست

تو مگر روز حشر دیده شوی

چون قیامت فقط قیامت توست

افتخار بزرگ اهل البیت

به تو و آیه های عصمت توست

ما به نامت همیشه حساسیم

این هم از لطف بی نهایت توست

بهترین احتجاج بر حق ما

صحبت از نحوه ی شهادت توست

قبر پنهانی تو چون خورشید

سند محکم برائت توست

حسن کردی

مرثیه فاطمیه

#السلام_علیک_یا_فاطمة_الزهرا

آتش در بی مهابا عمر زهرا را گرفت
دود این آتش تمام اهل دنیا را گرفت
ضربه ی سیلی جوان مرتضی را پیر کرد
ضربه ای که روشنی چشم حورا را گرفت
در سکوت شهر، دود و آتش و بی حرمتی
جان زهرا را نه تنها جان مولا را گرفت
پاره کرد افسار خود را مردکی که بی صفت
در خیانت پیشگی جای یهودا را گرفت
صفحه ای خون رنگ در تاریخ دنیا باز شد
یک لگد از مادری فرزند فردا را گرفت
بین کوچه دامن مولا به دست فاطمه
بود تا وقتی که قنفذ راه آنها را گرفت
خانه تا مسجد قلاف پُر به پهلویش زدند
آن قلاف پُر که جان مادر ما را گرفت
جاهلیت در لباس اولی و دومی
انتقام خندق و بدر و احد ها را گرفت
برنخواست از شهر فریادی به یاری علی
باز بُت جای خداوند تعالی را گرفت
#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها
#اللهم_العن_الجبت_والطاغوت
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج

فاطمیه

#السلام_علیک_یا_فاطمة_الزهرا
یک طرف یک شهر و یک سو مادری قامت کمان
آسمان افتاده زیر دست و پای ناکسان
دست بر پهلوی خونْ زخمش گرفته آمده
آنکه تازه غنچه اش را کرده نذر باغبان
بی پسر با قلب خسته بی دفاع و نیمه جان
داشت جان می داد زیر ضربه های بی امان
می کشید از زخم پهلویش به روی خاک ها
خط خونی در دفاعِ از امیر مؤمنان
پای قتل مرتضی را هر که آمد مهر کرد
فاطمه را هر که آنجا بود می زد هم زمان
روی بازوی شکسته با قلاف پر زدند
قصد کشتن داشت دشمن فاطمه را بی گمان
می کشید از کینه قنفذ پیش چشمان علی
با لگد بر چادر زهرای او خط و نشان
ماجرای کوچه رفت و بعد از آن دیگر نماند
از وجود فاطمه جز پوستی بر استخوان
#اللهم_العن_الجبت_والطاغوت

وای مادرم...

#السلام_علیک_یا_فاطمة_الزهرا
دود از خانه ی حیدر سر زد
شعله خود را به تن کوثر زد
در که با دست نشد باز آنجا
با لگد مردک شیطان در زد
درِ چوبیِ برافروخته را
ضرب پا بر بدن مادر زد
مُهر پرپر شدن محسن را
دست مسمار بر آن دفتر زد
چشم حوریه به خون می غلتید
گرچه سیلی ز روی معجر زد
ناله ی فضه خذینی ناگاه
زهر شد بر جگر حیدر زد
بیشتر از خود زهرا آنجا
پسر غیرتی اش پرپر زد
ناله ی یا ابتایش بی شک
زخم ها بر دل پیغمبر زد
#اللهم_العن_الجبت_والطاغوت

یا فاطمة الزهرا

#السلام_علیک_یا_فاطمة_الزهرا

نامت همیشه زمزمه ی بی امان ماست
ما اهل خاک و روضه ی تو آسمان ماست
در زیر سقف روضه ات ای صبح بی غروب
تنهاترین مجال تنفس، از آن ماست
محتاج نور نیست هر آنکس تو را شناخت
مهرت چراغ خانه ی هر دو جهان ماست
مادر شدی و لحظه به لحظه حواس تو
در پیش "اعتقاد دل" و "آب و نان" ماست
ذکر شریف فاطمه، ای خیر دستگیر
سنگین ترین عبادت روی زبان ماست
داغ تو را نه اینکه فقط گریه می کنیم
امروز درس فاطمیه، امتحان ماست
واجب ترین فریضه ی ما فاطمیه است
این اعتقاد قاطبه ی دوستان ماست
صورت کبود روضه ی دیوار و کوچه ایم
این زخم های سرخ همیشه نشان ماست
جان داده ای به راه امامت که همچنان
نام علی هنوز  بلند از اذان ماست
1400/10/10
#اللهم_العن_الجبت_والطاغوت
حسن کردی

مرثیه حضرت زهرا سلام الله علیها

#السلام_علیک_یا_فاطمة_الزهرا

آتش در بی مهابا عمر زهرا را گرفت
دود این آتش تمام اهل دنیا را گرفت
ضربه ی سیلی جوان مرتضی را پیر کرد
ضربه ای که روشنی چشم حورا را گرفت
در سکوت شهر، دود و آتش و بی حرمتی
جان زهرا را نه تنها جان مولا را گرفت
پاره کرد افسار خود را مردکی که بی صفت
در خیانت پیشگی جای یهودا را گرفت
صفحه ای خون رنگ در تاریخ دنیا باز شد
یک لگد از مادری فرزند فردا را گرفت
بین کوچه دامن مولا به دست فاطمه
بود تا وقتی که قنفذ راه آنها را گرفت
خانه تا مسجد قلاف پُر به پهلویش زدند
آن قلاف پُر که جان مادر ما را گرفت
جاهلیت در لباس اولی و دومی
انتقام خندق و بدر و احد ها را گرفت
برنخواست از شهر فریادی به یاری علی
باز بُت جای خداوند تعالی را گرفت
#اللهم_العن_الجبت_والطاغوت
حسن کردی

برای حضرت مادر

#السلام_علیک_یا_فاطمة_الزهرا

تویی مادرانه هوادار ما
طبیب نفس های بیمار ما
فقیر و یتیم و اسیر آمدیم
ببین حالت سخت غمبار ما
به جایی به جز آستان شما
الهی نیافتد سر و کار ما
نباشد در این تنگنای درد
به غیر از توسل در افکار ما 
در این روزگار پُر از بی کسی
کسی غیر یادت نشد یار ما
کسی جز دل مهربانت نخورد
غم زندگانی دشوار ما
الا فاطمه فاطمه فاطمه
شده نام تو حُسنِ تکرار ما
فقط دست پر مهر تو وا کند
گره های پیچیده در کار ما
بیا مادری کن ببخشای اگر
که در شأن تو نیست رفتار ما
چه ها می کند نام دیوار و در
در این روضه ها با دل زار ما
فدای غم روضه ی کوچه ات
تپش های قلب عزادار ما
غم کوچه تا خون به رگ های ماست
صدای بلند تبرّای ماست
حسن کردی